چند روز گذشته طرحی در مورد فلسطین بر سر زبانها افتاده به نام کنفدراسیون اردن-فلسطین. اصل خبر طرح کنفدراسیون اردن- فلسطین از سوی یک هیئت صهیونیستی به نام صلح اکنون (Peace Now) بیان شده که گویا نشستی با محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی، داشتهاند و او در این نشست از دیدارش با هیئت امریکایی گفته و در پاسخ به پرسش آنها درباره نظرش در مورد این طرح، موافقت خود را به آن هیئت اعلام کرده بود، مشروط بر اینکه کنفدراسیون مورد نظر آنها سه ضلع داشته باشد و علاوه بر اردن و فلسطین، رژیم صهیونیستی هم ضلع سوم این کنفدراسیون را تشکیل بدهد. با وجود اینکه نه دفتر نخستوزیر رژیم صهیونیستی، نه تشکیلات خودگردان و نه حتی کاخ سفید به صورت رسمی در مورد این طرح واکنشی نشان ندادهاند، واکنش صریح و بیپرده اردن در مخالفت با این طرح نه تنها صحت مطرح شدن موضوع را تأیید میکند بلکه ناکامی آن در نخستین گام را نشان میدهد.
عباس در سخنان خود نه به تاریخ مذاکرات اشاره میکند و نه نامی از اعضای هیئت امریکایی میبرد و تنها به چهار دیدار خود با دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، اشاره کرده است. با وجود این، به نظر میرسد که منظور او دیدارهایی باشد که سال گذشته با امریکاییها داشته خواه دیدار با جرد کوشنر، داماد و مشاور ارشد ترامپ، در ماه اوت ۲۰۱۷ باشد یا دیدارش با ترامپ در جریان سفر ماه مه ۲۰۱۷ به امریکا. وی از ماه دسامبر ۲۰۱۷ به این سو دیداری با امریکاییها نداشته است. نکته قابلتوجه این است که از مجموع خبرهای منتشر شده از آن دیدارها چیزی مربوط به کنفدراسیون اردنی- فلسطینی نبود و حتی در جریان سفر هیئت امریکایی به رهبری کوشنر و جیسون گرینبلات، نماینده ویژه ترامپ در مذاکرات خاورمیانه، به منطقه در ماه ژوئن گذشته هم چیزی از این موضوع گفته نشد. در واقع، نگاهها تاکنون معطوف به طرح امریکایی معروف به «معامله قرن» بوده که در تمام مطالب مربوط به این طرح و جزئیات احتمالی آن نشانی از تشکیل چنین کنفدراسیونی دیده نمیشود. از این جهت است که سخنان عباس در مقابل آن هیئت صهیونیستی نه تنها تازگی دارد بلکه او خواسته موضوع را فقط به صورتی سربسته گفته باشد نه اینکه بازتاب رسانهای پیدا کند چنان که سکوت معنادار دفترش و دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، این نکته را تأیید میکند.
به هر صورت، هم اصل موضوع رسانهای شده و هم اینکه روزنامه صهیونیستی هاآرتص گزارشی را از جزئیات این طرح منتشر کرد که میتوان بنابر آن ابعاد این طرح امریکایی را دید و ارزیابی کرد. نخستین بعد قابل توجه این طرح در جدایی سرنوشت کرانه باختری از نوار غزه است چرا که با وجود توافقهای میان رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان مبنی بر یکی بودن کرانه باختری و نوار غزه، اما در این طرح، نوار غزه بخشی از کنفدراسیون نیست و گویا سرنوشت آن به مصر گره میخورد. نامعلوم بودن وضعیت دولت فلسطینی هم بعد دیگر این طرح است چرا که مشخص نیست در کنفدراسیونی از اردن و کرانه باختری، دولت فلسطینی چه جایگاه و اختیاراتی داشته باشد. باید توجه داشت که طبق این طرح، سیاست خارجی و حفظ امنیت و حراست از مرزها به عهده دولت اردن است و اقتصاد کرانه باختری هم مدغم در اقتصاد اردن خواهد بود. از طرف دیگر، نه تنها شهرکهای یهودی در کرانه باختری حفظ میشوند بلکه سلطه امنیتی رژیم صهیونیستی بر این شهرکها ادامه خواهد داشت تا این رژیم کماکان بتواند نیروهای خود در کرانه باختری را حفظ کند. جدای از این مسائل، طرح کنفدراسیون به طور کلی موضوع بیتالمقدس را از دستور کار خود خارج کرده به نحوی که بیتالمقدس از مجموعه کنفدراسیون اردنی- فلسطینی خارج بوده تا رژیم صهیونیستی این شهر را به طور کامل تحت اختیار خود بگیرد، از این جهت که حماس در واکنش خود تشکیل این کنفدراسیون را به معنای سرقت قدس میداند و به گفته حازم قاسم، سخنگوی حماس؛ «تشکیل این کنفدراسیون، پاک کردن صورت مسئله فلسطین را دنبال میکند و عباس با قبول این موضوع، به رژیم صهیونیستی در اینکه بخشی طبیعی از منطقه باشد، کمک میکند.» با نگاهی به تمام ابعاد این طرح به راحتی میتوان فهمید که تشکیل کنفدراسیون اردنی- فلسطینی نه فقط ایده نخنمای دو ملت دو دولت را کنار میزند بلکه به دنبال پاک کردن صورت مسئلهای به نام فلسطین است تا با ادغام فلسطین در اردن از سوی کرانه باختری و در مصر از سوی نوار غزه، اصل موضوع فلسطین به این صورت پاک شود. با توجه به این موضوع است که محمود عباس فقط در جمع با هیئت صهیونیستی است که از موافقت مشروط خود با این طرح میگوید و دولت اردن هم با توجه به تبعات منفی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این طرح است که با آن مخالفت کرده و در این میان، حماس از نگرانیهایش در مورد «پاک کردن مسئله فلسطین» میگوید.